يلداي خاطره ها

بيا جانا كه فصل برف و گاه سوز و سرما شد مهيا بزم شادي در شب زيباي يلدا شد
انار و هندوانه مي زند چشمك روي كرسي كنارش تخمه و آجيل و شيريني مهيا شد
صفاي قصه مادر بزرگ و كشمش و گردو دوباره خاطرات كودكي در سينه احيا شد
شعر از : غلامرضا هاشمي
+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ و ساعت
10:19 |



