السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)


 جانم به فدایت یا حسین(ع) 

 

  یک غنچه گل سرخ از گلشن پیمبر

پرپر میان طوفان نامش علی اصغر

 

از کثرت عطش گر پژمرد همچو لاله

از دست جدش آخر نوشید آب کوثر

 

بانگ رباب گشته یکسر حزین و غمناک

چون زخمه از نوک تیر شد آشنا به حنجر

 

چون برگ گل دریدند با نیزه سه شعبه

بال فرشتگان شد او را گلیم و بستر

 

تا خون سرخ اصغر افشانده شد به گردون

عرش خدا ز لاله شد بوستان سراسر

 

از خیمه ماه رویش آمد برون به یکبار

در حلقه دو چشمش عالم شدی مسخر

 

این طفل شیرخواره فخر پیامبران شد

یا رب شفیعمان کن او را به روز محشر

شعر از غلامرضا هاشمی

+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 7:55 |

در آستانه عاشورا

زمين كربلا آماده شو دلدار مي آيد

به دشت گرم و تفتيده گل بي خار مي آيد

 

سكوت دشت را زنگوله هاي اشتران بشكست

به نرمي كارواني مملو از اسرار مي آيد

 

ز يك سو لشكر نامردمي در حال تشكيل است

از آن سو  كاروان  سيد  ابرار مي آيد

 

اگر كه لشكر غم صف كشيده اندر آن صحرا

نباشد باك ، زيرا زينب  غمخوار  مي آيد

 

تمام لشكر  دنيا اگر  اندر مقابل  شد

چنان قرص قمر از دور يك سردار مي آيد

 

هلال ماه را ديدم كمر خم كرده بود زيرا

جواناني به قامت سرو و مه رخسارمي آيد

 

التماس دعا – شعر از غلامرضا هاشمي

+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 7:43 |

     عيد غدير

عالم شده نوراني چون عيد غدير آمد

هنگام ولايت بر آن ماه منير آمد

 

بلبل به نوا خواني در گلشن و بستان شد

پيك شعف و شادي از عرش به زير آمد

 

بر چهره پيغمبر لبخند نمايان گشت

چون مژده ز ذات حق از سوي بشير آمد

 

لبهاي رسول الله چون غنچه گل وا شد

گفتا كه علي امروز بر جمع امير آمد

 

سكان ولايت را در دست علي دادند

كشتي هدايت را فرمانده و مير آمد

 

تيره رخ بد خواهان از بخل و حسادت شد

روبه صفتان رفتند در بيشه چو شير آمد

 

خورشيد به صد خجلت در مقدم او شد خم

چون قامت رعنايش بر تخت و صرير آمد

 

يوسف چو به تبريكش از عرش مشرف شد

گفتا كه به حسن اندر بي مثل و نظير آمد

 

الياس چو از دريا ناظر به مراسم بود

گفتا كه به علم اندر درياي كبير آمد

 

چون خضر نبي بوسيد آن پنجه شير افكن

گفتا كه در اين دستان ظلمات اسير آمد

 

هر جا علم اسلام در دست علي دادند

آن لشگر و فرمانده با فتح ونصير آمد.

 

شعر از غلامرضا هاشمي

+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ و ساعت 8:56 |


Powered By
BLOGFA.COM