دشمن در خانه (دفاع مقدس)
.jpg)
هوا گرفته نفس ها به سینه سنگین بود
کلاغ جای قناری میان پرچین بود
ز چکمه های ستم خاک مهربانی ها
به خون نشسته و رخسار ، زرد و زخمین بود
به روی شاخه ی مجنون به جای بانگ هَزار
نوای بوم ، پراکنده در بساتین بود
صدای غرش خمپاره ، نعره ی اژدر
نوای ناله ی افتاده بر روی مین بود
به خاک پاک وطن پای اجنبی دیدم
همان که سرمه ی چشم همه خواتین بود
به روی سینه ی حق چکمه های اهریمن
سپیده بسته و زنجیری شیاطین بود
به جای مهر و محبت ، جفای دژخیمان
نوای مرغ چمن ، ناله های غمگین بود
شکفته برگ شقایق میان دشت و دمن
ز خون لاله ، بیابان چه سرخ و رنگین بود.
غلامرضا هاشمی



