داش علي

روزها كوته شد و فصل خزان داش علي

  برگ سبز و مخملي چون زعفران شد داش علي شد

 

سوز سرما مي وزد از لاي درز پنجره

باغ خالي از نواي بلبلان شد داش علي

 

مزه دارد زير كرسي خوردن يك چاي داغ

گر چه كرسي هم نصيب پارلمان شد داش علي

 

نان خشك سنگك از هور بخاري داغ شد

حيف ، آخر نان سنگك هم گران شد داش علي

 

گندم و شاهدانه و آجيل را آماده كن

كم بگو كه اينچنين و آنچنان شد داش علي

 

قصه غول گراني خسته كرده خاطرم

وقت نقل طوطي شكر زبان شد داش علي

 

از ترافيك و شلوغي كله ام چون گنبد است

موسم آهنگ سول1 و ناودان شد داش علي

 

فيلم هاي اكشن غربي دلم را خسته كرد

موسم شهنامه و نام آوران شد داش علي

 

از غذاي حاضري حالم دگرگون مي شود

وقت آش جودو2 و گردو و نان شد داش علي

 

كوزه را پر آب از آب عقيل آباد كن

سفره مملو از فتير انجدان شد داش علي

 

رنگ رخسارت به سيلي چون انار ساوه كن

گر چه مانند به مازندران شد داش علي

 

گر نداري پول و مكنت با قناعت شو غني

اين سفارش از سوي پيغمبران شد داش علي

 

در زمان رنج و محنت كن صبوري جان من

مژده الطاف حق با صابران شد داش علي

 

1- سول = ناودان خانه هاي گلي

2- آش جودو = آش جو با دوغ – جو دوغ

شعر از غلامرضا هاشمي

+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 8:10 |

دشمن در خانه (دفاع مقدس)

هوا گرفته، نفس ها به سینه سنگین بود

کلاغ جای قناری میان پرچین بود

 

ز چکمه های ستم خاک مهربانی ها

به خون نشسته و رخسار ، زرد و زخمین بود

 

به روی شاخه ی مجنون به جای بانگ هَزار

نوای بوم ، پراکنده در بساتین بود

 

صدای غرش خمپاره ، نعره ی اژدر

نوای ناله ی افتاده بر روی مین بود

 

به خاک پاک وطن پای اجنبی دیدم

همان که سرمه ی چشم همه خواتین بود

 

به روی سینه ی حق چکمه های اهریمن

سپیده بسته و زنجیری شیاطین بود

 

به جای مهر و محبت ، جفای دژخیمان

نوای مرغ چمن ، ناله های غمگین بود

 

شکفته برگ شقایق میان دشت و دمن

ز خون لاله ، بیابان چه سرخ و رنگین بود.

 

غلامرضا هاشمی

+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 16:14 |


Powered By
BLOGFA.COM