يلداي خاطره ها

بيا جانا كه فصل برف و گاه سوز و سرما شد مهيا بزم شـــادي در شب زيــباي يلدا شد
انار و هندوانه روي كرسي مي زند چشمك كنارش تخمه و آجيل و شيريني مهيا شد
صفاي قــصه مادر بزرگ و كشمش و گـــردو دوباره خاطرات كودكي در سينه احيا شد
شعر از : غلامرضا هاشمي
+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ و ساعت
8:31 |



