دشمن در خانه (دفاع مقدس)

هوا گرفته، نفس ها به سینه سنگین بود

کلاغ جای قناری میان پرچین بود

 

ز چکمه های ستم خاک مهربانی ها

به خون نشسته و رخسار ، زرد و زخمین بود

 

به روی شاخه ی مجنون به جای بانگ هَزار

نوای بوم ، پراکنده در بساتین بود

 

صدای غرش خمپاره ، نعره ی اژدر

نوای ناله ی افتاده بر روی مین بود

 

به خاک پاک وطن پای اجنبی دیدم

همان که سرمه ی چشم همه خواتین بود

 

به روی سینه ی حق چکمه های اهریمن

سپیده بسته و زنجیری شیاطین بود

 

به جای مهر و محبت ، جفای دژخیمان

نوای مرغ چمن ، ناله های غمگین بود

 

شکفته برگ شقایق میان دشت و دمن

ز خون لاله ، بیابان چه سرخ و رنگین بود.

 

غلامرضا هاشمی

+ نوشته شده توسط غلامرضا هاشمی در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ و ساعت 16:14 |


Powered By
BLOGFA.COM